مرتضى راوندى
445
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بعضى از تذكرهنويسان ، سن شاعر را در حدود شصت سال ذكر كردهاند ؛ در حالى كه از اشعار زير پيداست كه شاعر خوشطبع ما به مرحله پيرى رسيده و از ضعف و ناتوانى رنج بسيار برده است : درين چمن كه ز پيرى خميده شد كمرم * ز شاخههاى بقا بعد از اين چه بهره برم نه سايهاى است ز نخلم نه ميوهاى كس را * كه تند باد حوادث بريخت برگ و برم ز نافه مشكتر آيد پديد و اين عجب است * كه نافه گشت عيان از سواد مشك ترم نشست برف گران بر سرم ز موى سپيد * ز پست گشتن بام وجود در خطرم شدم ز ضعف بد انسان كه گرچه سايه به خاك * مرا كشند نيابد كسى از آن اثرم . . . كمان صفت به دو تا گشت قامتم گويى * ز بيم تير اجل رفته در پس سپرم . . . بيشتر شهرت نظامى به خمسه يا پنج گنج اوست كه در حدود 28 هزار بيت دارد و عبارتند از مخزن الاسرار ، خسرو شيرين و ليلى و مجنون ، هفتپيكر و اسكندرنامه . اسكندرنامه و خسرو شيرين نخست توسط فردوسى طوسى به رشته نظم كشيده شده ، و نظامى خود به اين معنى اشاره كرده است . سخنگوى پيشينه داناى طوس * كه آراست روى سخن چون عروس در آن نامه كان گوهر سفته راند * بسى گفتنىها كه ناگفته ماند نگفت آنچه رغبت پذيرش نبود * همان گفت كز وى گزيرش نبود نظامى كه در رشته گوهر كشيد * قلم ديدهها را قلم دركشيد نظامى در داستانسرايى مهارت فراوان دارد و در غالب آثار او نكتههاى تاريخى و اندرزهاى اخلاقى و اجتماعى مىتوان يافت . وى در شاعرى روش خاصى داشت و از ديگر اساتيد چيزى به عاريت نگرفت . عاريت كس نپذيرفتهام * آنچه دلم گفت بگو گفتهام شعبدهء تازه برانگيختم * هيكلى از قالب نو ريختم در اشعار زير شاعر ، مردم را به فعاليت اجتماعى و مقاومت در برابر بيدادگران فرا مىخواند و خلق را از تحمل ظلم و زور كه دشمن مقام و حيثيت انسانى است برحذر مىدارد . تا چند چو يخ فسرده بودن * در آب چو موش مُرده بودن چون گل بگزار نرمخوئى * بگذر چو بنفشه از دوروئى جائى باشد كه خار بايد * ديوانگئى به كار بايد